<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>http://jomnamag.org/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%B7%D8%A8%D8%B1%DB%8C%3A%D8%AC%D9%84%D8%AF_%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85%3A%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%AD_%D8%A7%D8%A8%D9%86%E2%80%8C%D8%B9%D8%A7%D9%85%D8%B1</id>
	<title>تاریخ طبری:جلد پنجم:فتوح ابن‌عامر - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://jomnamag.org/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%B7%D8%A8%D8%B1%DB%8C%3A%D8%AC%D9%84%D8%AF_%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85%3A%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%AD_%D8%A7%D8%A8%D9%86%E2%80%8C%D8%B9%D8%A7%D9%85%D8%B1"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="http://jomnamag.org/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%B7%D8%A8%D8%B1%DB%8C:%D8%AC%D9%84%D8%AF_%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85:%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%AD_%D8%A7%D8%A8%D9%86%E2%80%8C%D8%B9%D8%A7%D9%85%D8%B1&amp;action=history"/>
	<updated>2026-05-10T19:14:13Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.40.1</generator>
	<entry>
		<id>http://jomnamag.org/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%B7%D8%A8%D8%B1%DB%8C:%D8%AC%D9%84%D8%AF_%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85:%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%AD_%D8%A7%D8%A8%D9%86%E2%80%8C%D8%B9%D8%A7%D9%85%D8%B1&amp;diff=166&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin: صفحه‌ای تازه حاوی « گویند که‌وقتی ابن‌عامر فارس را بکشود اوس‌بن‌حبیب تمیمی بنزدوی‌به‌سخن ایستاد و گفت: «خداوند امیر را به صلاح دارد» زمین مقابل تواست و از آذن جسز اند کی کشوده نشده پیش برو که خداوند بار تواست.»  گفت: «به ما فرمان داده‌اند که پیش برویم ونخو اس...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://jomnamag.org/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%B7%D8%A8%D8%B1%DB%8C:%D8%AC%D9%84%D8%AF_%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85:%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%AD_%D8%A7%D8%A8%D9%86%E2%80%8C%D8%B9%D8%A7%D9%85%D8%B1&amp;diff=166&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2023-10-17T19:34:26Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی « گویند که‌وقتی ابن‌عامر فارس را بکشود اوس‌بن‌حبیب تمیمی بنزدوی‌به‌سخن ایستاد و گفت: «خداوند امیر را به صلاح دارد» زمین مقابل تواست و از آذن جسز اند کی کشوده نشده پیش برو که خداوند بار تواست.»  گفت: «به ما فرمان داده‌اند که پیش برویم ونخو اس...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
گویند که‌وقتی ابن‌عامر فارس را بکشود اوس‌بن‌حبیب تمیمی بنزدوی‌به‌سخن&lt;br /&gt;
ایستاد و گفت: «خداوند امیر را به صلاح دارد» زمین مقابل تواست و از آذن جسز&lt;br /&gt;
اند کی کشوده نشده پیش برو که خداوند بار تواست.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفت: «به ما فرمان داده‌اند که پیش برویم ونخو است جنان وانماید که رای&lt;br /&gt;
اورا پذیرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سکن بن قتاده عرینی و ید: اد.عاي فارس راکشود وسوی بصره باز رفت و&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاریت جضان ی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
�پیش برو که خدابار تواست ودین خویش را نیرومی‌دهد .»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس ابن‌عامر لوازم آماده کرد و بگفت تا مردم لوازم حرکت آماده کنند و زیاد&lt;br /&gt;
را بر بصره گماشت وسوی کرمان رفت واز آنجا سوی خراسان رفت وبقو لی راه&lt;br /&gt;
اصفهان گرفت و از آنجا سوی خراسان رفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفضل کرمانی بنقل از پدرش‌گوید: پیران کرمان مسی‌گفتند که ابن‌عامر در&lt;br /&gt;
سیرجان اردوزد آنگاه سوی خراسان رفت ومجاشع‌بن‌مسعود سلمی را عامل کرمان&lt;br /&gt;
کرد. ابن‌عامر راه بیابان راب رگرفت که هشتاد فرسخ بودآنگاه سوی دوطبس رفت&lt;br /&gt;
و آهنگ ابرشهر داشت که‌شهر نیشابور بود. مقدمةٌ وی با احذف‌بن‌قیس‌بود. از راه&lt;br /&gt;
قهستان سنوی ابرشهررفت حیطالیان که مردم هرات‌بودندبه مقابلةٌ وی آمدند که‌احنف&lt;br /&gt;
با آنهاجنک کرد وهزیمتشان کرد آنگاه ابن‌عامر به نیشابور آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شعبی گوید: ابن‌عامر راه بیابان خبیص گرفت و از خواست وبه قولی از یرد&lt;br /&gt;
و سبس از قهستان گذشت واحنف را پیش فرستاد» هیطالیان به مقابلةً وی آمدند که&lt;br /&gt;
با آنها جنگید وهزیمتشان کرد آنگاه سوی ابرشهر رفت و آنجا فرود آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوید: و چنان بود که سعیدبن‌عاص با سپاه کوفه به‌گرگان آمده بود و آهنگ&lt;br /&gt;
حر اسان داشت وجون شنید که ابن‌عامر در ابرشهر فرودآمده سوی کوفه‌باز گشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علی‌بن‌مجاهد گوید: این‌عامر برابرشهر فرود آمد ونیم آنرا به جنک گرفت »&lt;br /&gt;
نیم دیگر بدست کناری بود با يك نیم نساوطوس» ابن‌عامر نتوانست سوی‌مر و گذر&lt;br /&gt;
کند وبا کناری صلح کر دکه پسر خود ابوصلت‌بن کناری و پسر برادرش سلیم را به&lt;br /&gt;
گرو کان داد. آنگاه عبداللهبن‌حازم را سوی هرات فرستاد و حاتم‌بن‌نعمان را روانه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرو کرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
�جلد پنجم ۲ 3 ۳۱۱۵۷&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابن‌عامر دوپسر کناری راگرفت وبه نعم‌ان‌بن افقم نصری سپرد که آزادشان&lt;br /&gt;
۳&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ادر یس بن‌حنظله عمی‌گوید: ابنعامر» شهر ابرشهر را بجنگ گشود و در&lt;br /&gt;
اطراف آن طوس وبیورد ونساوحمران را نی زگشود و این همه به سال سی‌ویکم&lt;br /&gt;
نوف&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موسی بن عبد الله بن‌خازم گوید: پدرم با مردم سرخس صلحکرد عبداللهببن&lt;br /&gt;
عامروی‌را از ابرشهر سوی آنهافرستاده بود. ابن‌عامر با مردم‌ابرشهر نیز صلح کرد ودو&lt;br /&gt;
دختر ازخاندان‌خسرو به اودادند: بابونج‌وطهمیج یا طمهیج که آنها را با حود ببرد&lt;br /&gt;
و امین‌بن احمدیشکری را بفرستاد که در اطراف ابرشهر طوس وبیورد و نساوحمران&lt;br /&gt;
را بگشود وتا سرخس پیش‌رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابن‌سیرین گوید: ابن‌عامرعبدالله‌بن‌خازمر! سوی سرحس فرستاد که آنجارا&lt;br /&gt;
بکشود. ابن‌عامر دودختر از خاندان حسرو بدست آورد و یکی را به نوشکان داد&lt;br /&gt;
و باب نج بمرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابو الذیال» زهیر بن‌هنید عدوی» به‌ثقل از پیرانی ازمردم خر اسان کوید: ابن-&lt;br /&gt;
عامر اسودبن کلثوم عدوی را به‌ببهق فرستاد که جزو ابرشهر بود و با ابرشهر شانزده&lt;br /&gt;
فرسخ فاصله داشت که آنجا را گشوداهااسودبن کلئوم کشته فك .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوبد: اسودمردی دیندار بود و ازیاران عامر بن‌عبدالله عنبری بود وعامر از&lt;br /&gt;
آنپس که از بصره برونش کرده بودند می‌گفته بود: «از تركگ عراق تأسفی ندارم جز&lt;br /&gt;
آرامش نیمروز و گلبانگ موذنان وبارانی همانند اسودب نکلشوم.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زهیر بن‌هنیدبه نقل از یکی از عموهای خودگوید: ابن‌عامر برنیشابور تسلط&lt;br /&gt;
یافت وسوی سرخس رفت مردم مرو کس فرستادند و صلح خواستند» اين عامر&lt;br /&gt;
حاتم‌بن نعمان باهلی را سوی آنها فرستاد که با ابراز مرزبان مرو برد وهسزار هزارو&lt;br /&gt;
دویست هر ارصلح کرد. تا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
�۳۱۵۸ ترجمهٌ تادیخ طبری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مصعب بن‌حیان به نقل از بر ادرش‌مقاتل‌بن‌حیان‌گوید: ابن‌عامر با مردم مروبر&lt;br /&gt;
شش هزار هزار ودویست‌هزار صلح کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این سال عثمان سالار حج‌بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنگاه سال سی‌ودوم در آمد.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
</feed>