<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>http://jomnamag.org/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%B7%D8%A8%D8%B1%DB%8C%3A%D8%AC%D9%84%D8%AF_%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85%3A%D8%B3%D8%A7%D9%84_%D8%A8%DB%8C%D8%B3%D8%AA_%D9%88_%D8%AF%D9%88%D9%85%D9%85</id>
	<title>تاریخ طبری:جلد پنجم:سال بیست و دومم - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://jomnamag.org/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%B7%D8%A8%D8%B1%DB%8C%3A%D8%AC%D9%84%D8%AF_%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85%3A%D8%B3%D8%A7%D9%84_%D8%A8%DB%8C%D8%B3%D8%AA_%D9%88_%D8%AF%D9%88%D9%85%D9%85"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="http://jomnamag.org/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%B7%D8%A8%D8%B1%DB%8C:%D8%AC%D9%84%D8%AF_%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85:%D8%B3%D8%A7%D9%84_%D8%A8%DB%8C%D8%B3%D8%AA_%D9%88_%D8%AF%D9%88%D9%85%D9%85&amp;action=history"/>
	<updated>2026-05-10T19:16:27Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.40.1</generator>
	<entry>
		<id>http://jomnamag.org/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%B7%D8%A8%D8%B1%DB%8C:%D8%AC%D9%84%D8%AF_%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85:%D8%B3%D8%A7%D9%84_%D8%A8%DB%8C%D8%B3%D8%AA_%D9%88_%D8%AF%D9%88%D9%85%D9%85&amp;diff=101&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin: صفحه‌ای تازه حاوی « آنگاه سال پیست ودوم دذآمد.  ابوجعفر گوید: در این سال چنانکه در روابت ابومعشر هست آذربیجان کشوده شد.  گوید: فتح آذربیجان به‌سال بیست ودوم‌بود وسالار آن مغيرة بن شعبه بود. و اقدی نیز چنین گفته» ولی سیف‌بن عمرگوید که فتح آذربیجان بسه سال هیجدهم ه...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://jomnamag.org/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%B7%D8%A8%D8%B1%DB%8C:%D8%AC%D9%84%D8%AF_%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85:%D8%B3%D8%A7%D9%84_%D8%A8%DB%8C%D8%B3%D8%AA_%D9%88_%D8%AF%D9%88%D9%85%D9%85&amp;diff=101&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2023-10-17T15:31:55Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی « آنگاه سال پیست ودوم دذآمد.  ابوجعفر گوید: در این سال چنانکه در روابت ابومعشر هست آذربیجان کشوده شد.  گوید: فتح آذربیجان به‌سال بیست ودوم‌بود وسالار آن مغيرة بن شعبه بود. و اقدی نیز چنین گفته» ولی سیف‌بن عمرگوید که فتح آذربیجان بسه سال هیجدهم ه...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
آنگاه سال&lt;br /&gt;
پیست ودوم دذآمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابوجعفر گوید: در این سال چنانکه در روابت ابومعشر هست آذربیجان&lt;br /&gt;
کشوده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوید: فتح آذربیجان به‌سال بیست ودوم‌بود وسالار آن مغيرة بن شعبه بود.&lt;br /&gt;
و اقدی نیز چنین گفته» ولی سیف‌بن عمرگوید که فتح آذربیجان بسه سال هیجدهم&lt;br /&gt;
هجرت» پس از فتح همدان وری و گر گان بود. و پس از آنکه سپهبد طبرستان&lt;br /&gt;
بامسلمان‌صلح کرد. گوید همه این‌ها به‌سال هیجدهم بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوید: قصهٌ فتح همدان به روایت سعید چنان بسود که وقتی نعمان به‌سبب&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
�آوردند» واين آغاز فتح بود. گروهی را به جای پادگان قلعه نهادند که آنجا را نگه&lt;br /&gt;
دار ند و اردو گاه آنها را بنام‌مرغزار (مر ج)مر جالقلعه» نام‌نهادند آنگاه ازمر جالقلعه&lt;br /&gt;
سوی نهاوند رفنند وبه قلعه ای رسیدند که جماعتی آنجابودند ونسیر ین ثوررا بامردم&lt;br /&gt;
بنی‌عجل و بنی حنیفه آنجا نهادند که‌به‌وی‌انتساب گرفت بسیرپس از فتج نهاوند قلعه&lt;br /&gt;
راگشود ومردم‌بنی‌عجل و بنی‌حنیفه که‌باوی آنجا مانده بودند در جنک‌نهاو ند حضور&lt;br /&gt;
نیافتند جون غنیمت نهاوند و قلعه‌ها را فراهم آوردند همه در آن شريك بودند.&lt;br /&gt;
از آنرو که هر گروهی گروه دیگر رانیرو داده بوده‌همه جاهایی راکه میان مر جالقلعه&lt;br /&gt;
و نهاوند بود واز آنجا گذشته بودند یا در آنجا مقر گرفته بودند به‌صفت آن نامیدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در یکی از تبه‌های‌ماه» سواران ازدحام کرده بودند و آنجا را ثنية‌ال ر کاب&lt;br /&gt;
(تبةً سواران) نامیدند. تبةً دیگر بود که راه آن به دور سنگی می‌پیچد و آنرا ملویه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیچیده) نامیدند ونامهای قدیم آن فراموش شد وبوصف نامیده شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به کوه بلندیگذشتند که برتر از کوههای‌مجاور بود ویکی آنهاکفت:«گوبی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این دندان سمیره است.» سمیره يك زن مهاجر بود از تبرةٌ بنی‌معاویةین ضب که&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نهاوند فرستادکه تاهمدان رفتند وخسرو شنوم با آنها صلح کرد که‌از آنجا باز آمدند&lt;br /&gt;
آنگاه کافر شد. وچون‌دستورنعيم جزو دستورها از پیش عمر آمد؛ باحذیفه وداع&lt;br /&gt;
گفت» حذبفه نیز با وی ودا ع گفت؛ نعیم آهنگ همدان داشت و حذیفه سوی کسو فه&lt;br /&gt;
باز می‌ کشت وعمربن بلال‌بن حارث را در ماه‌ها جانشین حویش کرده بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نامهةٌ عمر به‌نعیم ین مقرن چنین بود کسه سوی همدان رو وسویدین مقرن را&lt;br /&gt;
با مقدمهٌ خو بش بفرست. ربعی «&amp;quot; . عام ومهلهل بن‌زید» آن طایی و این تیمی بر دو&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاریخ جصان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
�را برد و آنجا را قصراللصوص (دزدان) نامیدند. آنگاه نعیم ازتپه روان شد ومقابل&lt;br /&gt;
همدان فر ود آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مردم همدان حصاری شده بودند» نعیم آنجا را محاصره کرد وما بین همدان&lt;br /&gt;
وجرمیذان را بگرفت ومسلمانان بسرهمه ولایت همدان تسلط يافتند. وچون مردم&lt;br /&gt;
شهر این بدیدند صلح خواستند بشرط آنکه با کسانی که به صلح آمده بودند یکسان&lt;br /&gt;
باشند. نعیم چنان کرد وپذیرفت که جزیه بدهند وذمی شوند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تنی چند ازمردم کوفه» عصمین‌عبدالله‌ضبی و مهلهل بن‌زید طایی و سماكبن&lt;br /&gt;
عبیدعبسی و سمال بن مخر مه اسدی و سماكك بن خرشه‌انصاری» را به‌دستبی گماشت‌واینان&lt;br /&gt;
نخستین کسانی بودند که بر پادگانهای دستبی گماشته شدند و بادیلمان جنگ کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما بههکفتة و اقدی فتح همدان وری به سال بیست وسوم بودگوید: به‌قولی&lt;br /&gt;
فاتح ری قرظة‌بن کعب انصاری بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوید: ربیعه‌بن‌عثمان به‌من گفت که فتح همدان درجمادی‌الاو ل ششماه پس از&lt;br /&gt;
کشته شدن عمربن خطاب بود وسالار آن مغیرةبن شعبه بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوید: به‌قولی فتح ری دوسال پیش از درگسذشت عمر بود» وبقولی وقتی&lt;br /&gt;
عمر کشته شد سپاه وی مقابل ری بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سیف گوید: در آن اثنا که نعیم بادوازده&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاریت جحات&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هز ار سپاه درشهر همدان بود وبسه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
�جلد پنجم ۳&lt;br /&gt;
سامان آن پرداخته بود» دیلمان ومردم ری و آذر بیجان باهم‌دیگر نامه نوشتند وموتا&lt;br /&gt;
بادیلمان حر کت کرد ودر وا ج‌روذفرود آمد وزینیی»ابو الفرخان بامردم بیامد و بدو&lt;br /&gt;
پیوست و اسفندیار بر ادر رستم بامردم آذر بیجان بیامد و بدوپیوست؛ سران پادگانهای&lt;br /&gt;
دستبی حصاری شدند وخبر را برای‌نعیم فرستادند که بزیدبن‌قیس را جانشین خود&lt;br /&gt;
کرد وباسیاه سوی آن‌گرودها روان شد ودر واج روذ مقابل آنها فرودآمد. در آنجا&lt;br /&gt;
جنگی سخت کردند که به عظمت همانند نهاوند بود و کم از آن نبود» واز پارسیان&lt;br /&gt;
جندان کشته شد که‌بشمار نبود وجنگشان ازجنگك‌های‌بزرگ کمتر نبود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وچنان بود که اجتما ع‌گروهها را برای عمرنوشته بودند که بیمناكك شد ونگران&lt;br /&gt;
سر نوشت جنکث شد و پیوسته در انتظار خبر مسلمانان بود که ناگهان پيك با بشارت&lt;br /&gt;
آمد که عمر گفت: بشیری؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفت: «ئه» عروه)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وچون باردیگر پرسید «بشیر؟» بدانست و گفت: «بشیرم»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عمر گفت: «فرستادة نعیم؟»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفت: «فرستادة نعیم»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفت: «خبر جیست؟»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفت: بشارت فتح وظفر و خبر را باوی‌بگفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عمر ستایش خداکرد و بگفت تا نامه را برای مردم بخو اندند که ون&lt;br /&gt;
ستابش کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پس از آن سماك بن مخرمه وسمالاین عبید وسماله بن خرشه با فرستادگان&lt;br /&gt;
مردم کوفه با خمسها پیش عمر آمدند وازنسبشان پرسید که هرسه سماكك نسب خوبش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عمر گفت: «حدایتان مباركك بدارد. خدایا اسلام را بسوسیلهةٌآ نهارفعت بده و&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آنها را به اسلام تأیید کن»&lt;br /&gt;
۰ &amp;gt; تایح بسا 5&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
�سس سس ام تم تصیست سس سس&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
۱۹۷۴ ترجمةٌ تادیخ‌طبری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گوید: دستبی از همدان بود وپادگانهای آن باهمدان بود تا فرستاده جواب&lt;br /&gt;
عمربن خطاب را برای نعیم‌ین مقرن آور د که چنین بود: «اما بعد» یکی را درهمدان&lt;br /&gt;
جانشین خویش کن وسمالبن خرشه را به كمك بکیربن عبدالله فرست وخودت&lt;br /&gt;
ح رکت کن و باوی برو و با جمعشان تلاقی کن و آنجا بمان‌که ازهمه ولایتها معتبر تر&lt;br /&gt;
است وبرای منظور تومناسبتر.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کوید: سماك بن مخرمسه بنیانگزار مسجد سماك بوده نعیم مکتوب صلح&lt;br /&gt;
همدان را تجدید کرد ویزیدین قیس همدانی راآنجا نهاد وبا سیاه برفت تا به ری&lt;br /&gt;
رسید و نخستین کس از عربان بود که سوی دیلمان رفت.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
</feed>